دانلود جدید ترین ها

دانلود جدیدترین مطالب روز دنیا

گردشگری و میراث مازندران را دریابیمتاریخی ,مازندران ,گردشگری ,آثار ,است، ,استان ,آثار تاریخی ,نموده اند، ,سرمایه گذاری ,وضعیت آثار ,دارای پیشینه




تاریخی ,مازندران ,گردشگری ,آثار ,است، ,استان ,آثار تاریخی ,نموده اند، ,سرمایه گذاری ,وضعیت آثار ,دارای پیشینه

به نام یزدان پاک

درود و سپاس


گردشگری و میراث مازندران را دریابیم


امروزه گردشگری یکی از مهمترین عوامل تولید و گردش مالی در جهان بشمار میرود، و از آن با نام صنعت گردشگری یاد میشود ، بدان معنی که دارای شاخصه های پایدار و علمی و پول ساز است، تا جایی که چند سالی است در دانشگاه و مراکز علمی جهان در این باره می آموزند و می آموزانند، بسیاری از کشور های توسعه یافته و صنعتی در چشم اندازه میان و بلند مدت خویش گردشگری را در پلکان نخست یا دوم خود جای داده اند و همه زمینه ها را برای رسیدن بدان و کسب سرمایه و ثروت آماده نموده اند و هر روز که میگذرد این صنعت پول ساز و نزدیک کننده فرهنگ ها، ابعاد تازه تری بخود میگیرد و سلائق بیشتری را به خود جذب میکند و هر بار شاخه ها و شاخصه های نوینی در این صنعت عظیم و بی انتها و در عین حال پایدار زاده میشود؛ پس از آنکه بسیاری از اقتصاد دان ها این سده را سده پایانی برای صنعت فروش و تولید سوخت های فسیلی دانسته و از سویی نیز ذخایر نفتی خاورمیانه به برهان برداشت های بی رویه و بحران زدگی و جنگ رو به پایان است، گردشگری را یکی از مهمترین عوامل شوک اقتصادی و محرک مالی میدانند، و رفته رفته کشورهای هوشمند و آینده نگر سیاست های خود را با آن تبیین میکنند، و در پی آن می باشند که گردشگری را بعنوان صنعت نخست ملی اعلام نمایند، و بحق نیز تجربه های انجام شده نشان داده اند که گردشگری میتواند کمک کننده و یاری رسان اقتصاد ملی و بلکه جهانی باشد؛ اشتها سیری ناپذیر انسان و گردشگران برای دیدن رویداد ها و مکان های تازه این صنعت را بیمه و تضمین نموده است، کشور ما نیز چند سالی است که در گفتار و بعضا در کردار خود این موضوع را پیگیری نموده و آرام آرام و با ضرب آهنگی بسیار کند دارد در این حوزه ورود پیدا میکند، در دولت یازدهم با پروایی به بحران های مالی ایجاد شده در حوزه نفت، دولت را ناچار به این تصمیم  گیری نموده است که صنعتی کم هزینه و سود آور را جایگزین صنعت فسیلی و نفتی بکند، و با توجه به موفقیت های بدست آمده در سیاست خارجی و بین المللی و سرازیر شدن گردشگران خارجی به ایران، این نوید را می دهد که سیاست دولت در ادامه و یا دولت دیگر دقت و سرمایه گذاری بر روی صنعت کلان گردشگری باشد؛ ایران یکی از مهمترین مقاصد گردشگری تاریخی و طبیعی و درمانی جهان میباشد ، بگونه ای در رتبه میانگین دهم کشورها جای دارد، اما عملا در جذب گردشگر در رده پنجاه و سومین کشور قرار دارد؛ هر گوشه از کشور ایران دارای شاخصه های فرهنگی، تاریخی و طبیعی منحصر بخود می باشد، در این میان استان های اپاختری ایران بویژه مازندران دارای توانمندی های مثال زدنی در حوزه فرهنگی، طبیعی و همچنین تاریخی میباشند، متاسفانه در دهه های گذشته به مازندران به مکانی صرفا دارای دریا و جنگل که برای تعطیلات پایان هفته مناسب است نگریسته شده؛ در رویی که این استان دارای معیارهای شاخص فرهنگی،تاریخی و طبیعی میباشد که این موضوع در نگاه گردشگران داخلی و بویژه خارجی مغفول و مغموم مانده است؛ اگر به مقوله های صنایع دستی، گردشگری خوراک، بومگردی، گردشگری درمانی و گردشگری تاریخی مازندران توجه بیشتری گردد و دستگاه ها و نهاد های همسو سیاست کلان مدیریتی میان و بلند مدت خود را بر این موارد متمرکز کنند، گواه آن خواهیم بود که مازندران در کمتر از یک دهه تبدیل به ضلع چهارم گردشگری داخلی و خارجی در کشور و حتا خاورمیانه گردد؛ این مهم نیازمند نگاهی دلسوزانه و دانشی به این استان و همچنین اراده و مطالبه مدیران، کارشناسان و کنشگران این حوزه ها می باشد؛ مازندران یکی از زیستگاه ها مهم جانوری و یکی از مناطق بکر جنگل های هیرکانی می باشد، از توانمندی های مهم جذب گردشگر در این استان مقوله خوراک و گردشگری ناملموس است، وجود آیین ها و گاهشماری مختص بخود و همچنین امتداد زندگی فرهنگی و سنتی روستاییان یکی از مهم ترین عوامل جذب گردشگر در این حوزه و بومگردی می باشد، صنایع دستی نیز یکی از آن دست مواردی است که بسیار در مازندران غنی و اصیل بوده که متاسفانه در چند دهه گذشته به برهان عدم توجه به آن اکنون در محاق و فراموشی قرار دارد؛ در حوزه میراث تاریخی نیز وضعیت به همین گونه است، متاسفانه باید گفت که وضعیت نگاه داری ، ساماندهی و معرفی آثار تاریخی،فرهنگی و طبیعی در مازندران باندازه ای نابسامان و شرم آور است که بسیاری از کنشگران و کارشناسان این حوزه آن را یک فاجعه میراثی تلقی میکنند، از خاور تا باختر استان، بدون غرض ورزی و غلو اثری نیست که درست و اصولی(از دیدگاه مرمتی،نگهداری و معرفی) نگاهداری شود، از آثار فراپارینه سنگی گرفته تا محوطه های تاریخی و آثار شاخص اسلامی، همگی دچار این کژداری و بیماری هستند؛ در مازندران به برهان رطوبت و نم زیاد هوا آثار تاریخی ماندگاری زیادی ندارند، همین اندک آثاری هم که باقی مانده اگر نم هوا بدان آسیبی نرساند، با این روش پاسداری از آن، بدست ناکارآمد ما از میان خواهد رفت، با وجود آثار ثبتی بسیار و در مواردی منحصر بفرد تاریخی در مازندران، متاسفانه همچنان نگاه به این استان، تفریحی و گذرا است، تنها در تابستان و یا تعطیلات بیش از دو روز است که بیاد مازندران بفرنام یک مکان گردشگر پذیر، آن هم بواسطه دریا و جنگل که هر روز به میزان تخریب و آلودگی آن افزوده می شود، میافتیم؛ آمار نجومی ورود گردشگر به مازندران، بدلیل نبود مدیریت کارشناسانه و عدم برنامه ریزی بستری و اصولی، تنها سبب اختلال در امنیت بومیان، ترافیک، طبعات اجتماعی، و تخریب جنگل ها و آلودگی محیط زیست می شود، کنشگران میراثی و زیست بوم در مازندران عادت کرده اند که پس از پایان فصل سفر،تخریب در بناهای تاریخی و آلودگی های زیست محیطی را گواه باشند؛
آن پولی را هم که با ورود گردشگر وارد استان میشود، بخش عظیمی از آن نسیب مالکان پایتخت نشین شده که در بانک های خارج از استان پس انداز و یا سرمایه گذاری می کنند!؛ این جریان و معظل باید تلنگری باشد برای آن دسته از مسئولینی که همیشه ادعای دلسوزی و عـِرق بومی داشته اند؛ اگر نگاهی ویژه و کارشناسی تر به توانمندی های فرهنگی،تاریخی و اقتصادی مازندران بشود، خواهیم دید که یکی از قطب های گردشگری و صنعتی در کشور و چه بسا خاورمیانه خواهد شد؛ چراکه پتانسیل های موجود در استان گواه این گفتار می باشد، بعنوان نمونه استان فارس و یا اسفهان تنها از راه معرفی و ساماندهی گردشگری و صنایع دستی برای جذب گردشگر، بدان جایگاه اقتصادی و صنعتی دست یافته اند، با تبلیغات فراگیر و کمی دلسوزی مسئولین و جذب گردشگر به منطقه فضای امنی را برای سرمایه گذاری های گوناگون ایجاد نموده اند، حال به این توانمندیها دریا و جنگل نیز اضافه کنیم، خواهیم دید که چه ثروت عظیمی در دست ماست که ما نه تنها از آن بهره ای درست و کافی نمی بریم بلکه در مواردی با دست خویش کوشش و پا فشاری به ویرانی آن داریم؛ شاید این پرسش پیش آید که استان های یاد شده دارای پیشینه تاریخی و آثار شاخص بسیاری هستند؛ تردیدی در این نیست که کشور ما سرزمینی کهن و پر است از آثار تاریخی و طبیعی که جزء مواریث جهانی و بشری محسوب می شود، این توانمندی در جای جای این کشور کهن و پهناور محسوس است، تنها باید گروهی دانشی و دلسوز به شناخت و معرفی این آثار بپردازند، به جرآت می توان گفت که بخش بزرگی از مردم ایران و حتا مازندران آثار تاریخی،فرهنگی و طبیعی مازندران را نمی شناسند؛ نگاهی گذرا به این آثار گواه این مدعا می باشد؛ بفرنام نمونه در شهر امیرکـَلا با آنکه دارای پیشینه سه هزار و اندی ساله تاریخی (تپه دین کتی-هزاره نخست پیش از زایش تا اسلامی-ش.ث ملی 1404 بتاریخ 26/2/56) و چهارسد ساله مکتوب(دیوان امیر پازواری زادگاه امیرالشعرای عجم) است، بیش از چند خانه تاریخی در آن باقی نمانده است که حتا یکی از این خانه ها نیز ثبت ملی نشده اند، و میراث فرهنگی شهرستان و استان هیچگونه کوشش و پیگیری در این زمینه ندارد، همین چند خانه ی تاریخی نیز بدون هیچگونه ساماندهی در دست مالکان شخصی بصورت نیمه ویران درآمده و بعضا مرمت های غیر اصولی در آن وارد نموده اند، خانه پدری پروفسور نوری(بزرگترین جراح ارولوژی جهان) که مربوط به میانه قاجاری است به صورت نیمه ویران رها شده است، در رویی که میتوان آن را به یک مرکز فرهنگی و یا موزه پزشکی دگرگون نمود؛ شهرستان بابل که دارای آثار تاریخی و ثبتی بسیاری است و پیشینه و جایگاه تاریخی آن بر همگان روشن است، متاسفانه بیشترین تخریب ها و کارشکنی ها در حوزه میراث در این شهرستان رخ می دهد، سقانفار کیجا تکیه ( قاجاری-ش.ث ملی 4173 بتاریخ 10/7/80) که یکی از پر نقش و نگارترین سقانفار های ایران و جهان است و نقوش میترایی و استوره ای بسیار دارد، بازدید ازآن برای بسیاری از مردم امکان پذیر نیست؛ ساختمان شهربانی (پهلوی اول-ش.ث ملی 1527 بتاریخ 25/6/63) همچنان در دست نیروی انتظامی است و کاربری اداری دارد، در حالی که نگهداری و بهسازی آن غیر اصولی است، این در صورتی است که میتوان از آنجا بفرنام مکانی فرهنگی برای آموزش شهروند قانونمدار و یا موزه شهربانی و انتظامی استفاده نمود؛ دست اندازی و ویرانی بافت تاریخی بابل و همچنین تخریب بیش از 80٪ از گرمابه میرزا یوسف(صفویه-ش.ث ملی 2457 بتاریخ 19/7/78) در روز آدینه به بهانه ی ساخت پارکینگ عمومی؛ وضعیت پل محمد حسنخان(سده دوازدهم ه.ق – ش.ث ملی 1414 بتاریخ 22/2/56) نیز هر روز بد و بدتر از پیش می شود،از ریختن زباله به زیر آن گرفته تا تخریب تاق چشمه های آن بدلیل عبور جاده ماشین رو از زیر این پل تاریخی که دارای سازه معماری نادر و زیبایی هست؛ در شهرستان آمل نیز وضعیت آثار تاریخی بهتر از بابل نیست، اداره کل میراث فرهنگی و پایگاه برج های آرامگاهی استان، در حفاظتی غیر کارشناسی ، آتشکده آمل ( سده نهم-ش.ث ملی 1060 بتاریخ 6/2/54 که برخی آن را بنایی پارتی،برخی بنایی ساسانی و گروهی هم آن را آرامگاه جریر تبری آملی میدانند) را به بهانه مرمت و نگاهداری، فضای داخلی آن را گچ کاری نموده و از آجرهای سوراخ دار امروزی بجای آجرهای خشتی و بجای ملات گچ و ساروج از سیمان برای مرمت بنا استفاده کرده است، این اقدامات مخربانه و ناشیانه در حالی انجام می شود که این بنای چند سد ساله حتا تعیین حریم نیز نشده و بدون هیچگونه حصار و یا دیواری به حال خود رها شده است؛ بقعه ناصرالحق (سده نهم – ش.ث ملی 60 بتاریخ 15/10/1310) نیز وضعیتش بدتر از دیگر بناهاست، گنبد آجری آن را با سیمان پوشانده و درون بقعه را با رابیز سقف کاذب تعبیه کرده و گچکاری نموده اند، و برای زیبایی و نماکاری از آجرهای سوراخ دار و سنگ گرانیت در بدنه بنا استفاده نموده اند؛ کاروانسرای کندوان که چندسال پیش با پافشاری بنام مازندران ثبت گردید(استان البرز خواستار ثبت آن بنام خود بود) هیچگونه تغییر در وضعیت آن جهت ساماندهی و نگهداری اش رخ نداده است، منظر و محور فرهنگی و تاریخی رامسر نیز بگونه کامل خدشه دارد شده و تقریبا از میان رفته است؛ غارقلعه اسپهبد خورشید ( پیش از اسلام تا اسلامی-ش.ث ملی 7839 بتاریخ 17/12/81) که قابلیت جهانی شدن را بدلیل منظر و ساختار طبیعی،فرهنگی،میراث معنوی و تاریخی و سازه ای دارد، هر روز در روی ویرانی و تخریب بیشتر است، خاکبرداری بی رویه از بستر این کوه از سویی و تعیین و اجرایی نشدن حریم آن از سوی دیگر شـُوَند تخریبی شتابزده این بزرگترین تاق طبیعی آهکی جهان شده است؛ وضعیت آثار تاریخی بهشهر نیز نابسامان و اسفناک است، از نحوه زننده نگهداری آثار سنگی کشف شده در گوهر تپه (تنها سایت موزه شمال کشور-تاریخی-ش.ث ملی 5406 بتاریخ 25/12/80) تا وضعیت نابسامان و دردناک غارهای هوتو کمربند(پیش از تاریخ- ش.ث ملی 746 بتاریخ 23/1/46) و باغ ایرانی ثبت جهانی شده و بنای عباس آباد بهشهر(صفوی – ش.ث ملی 745 بتاریخ 23/1/46) و سقف فرو ریخته چشمه عمارت(صفوی – ش.ث ملی 948 بتاریخ 9/5/52)، همگی نشان از آسان انگاری و عدم دلسوزی و مدیریت برخی از مسئولین نسبت به پیشینه تاریخی،فرهنگی و وضعیت زیست بوم در مازندران دارد، این موارد تنها بخش کوچی از آمار نابهنجار وضعیت آثار است که بدلیل بدرازا کشیدن گفتار نمی توان بدان بیشتر پرداخت؛ تخریب و ویرانی آثار تاریخی،جنگل ها، آلودگی دریا و به حراج گذاردن تالاب میانکاله و نابودی تقریبی چشمه های منحصر بفرد و درمانی باداب سورت و تالاب بین المللی فریدونکنار و برداشت بی رویه پوکه های معدنی از بدنه ی دماوند، همگی این ضرب آهنگ را به ما گوشزد می کند و یادآور می شود که از مازندران زیبا،تاریخی،فرهنگی و طبیعی گذشته و امروز، در آینده ای نه چندان دور جز نامی باقی نخواهد ماند ؛ امیدواریم مسئولان محترم، بویژه جناب استاندار و مسئولان ارشد استانی و کشوری، نگاهی عادلانه و دلسوزانه تر و با وسواس بیشتری به این سرزمین استوره ها،پهلوانی ها و علویان داشته باشند، باید با بررسی داشته های موجود فرهنگی،تاریخی و طبیعی و همچنین اقدامی موثر و جهادی در راستای رونق گردشگری گام برداشت، چرا که اگر از این داشته های فرهنگی و تاریخی غافل بمانیم هرگز نمیتوانیم از برچسب یک استان محروم رهایی یابیم، وضع حال مازندران همانند فردی است که ثروت های بسیار دارد لکن جامه ای مندرس بر تن دارد و توان بهره مندی از این ثروت را ندارد ./


علیرضا صادقی امیری
دبیر کل انجمن جوانان سپید پارس

 

با سپاس
بخش دیده ور سازه های کهن - انجمن جوانان سپید پارس (دفتر مازندران)
گزارش: علیرضا صادقی امیری،سرپرست بخش دیده ور سازه های کهن


تاریخی ,مازندران ,گردشگری ,آثار ,است، ,استان ,آثار تاریخی ,نموده اند، ,سرمایه گذاری ,وضعیت آثار ,دارای پیشینه

گردشگری و میراث مازندران را دریابیم



منبع : انجمن جوانان سپید پــارسگردشگری و میراث مازندران را دریابیم
برچسب ها : تاریخی ,مازندران ,گردشگری ,آثار ,است، ,استان ,آثار تاریخی ,نموده اند، ,سرمایه گذاری ,وضعیت آثار ,دارای پیشینه


مطالب مرتبط